تبلیغات
چورس - سال 93 عکس یادگاری و یک داستان

سال 93 عکس یادگاری و یک داستان

تاریخ:چهارشنبه 13 بهمن 1395-09:57 ب.ظ



استاد هنر ور - باقر سلطان بیگی
از سمت چپ : استاد هنرور آموزگار مدرسه مولوی روستای چورس . مرحوم باقر سلطان بیگی  علی سلطان بیگی - آراز سلطان بیگی
-----------------------------------------------------------------------------------
وقتی کبریت نبود به قلم مرحوم باقر سلطان بیگی  ( این مطلب در سر فرصت باز نویسی شده و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت ).



وقتی کبریت نبود مردم چگونه آتش را روشن می کردند - به قلم مرحوم  باقر سلطان بیگی -
اگر دوستان مطلبی در مورد اتش روشن کردن دارند بنویسند . برای مثل ما در دوره دبیرستان که عربی می خواندیم  . کتاب عربی از دو بخش تشکیل می شد بخش اول گرامر عربی و بخش دوم داستاهای عربی . ترجمه یکی از داستانها چنین بود :
تجربه بالاتر از علم
دانشمندی در ایام قدیم می گوید در منزلم نشسته بودم و در مطالعه غرق بودم که در نواخته شد و دختر 7 -8 ساله ای از همسایه ها بود. و گفت مادرم اتش می خواهد . و جون در اجاق ( تنور )آتش داشتم  گفتم برو یک ظرف بیاور و اتش ببر . دخترک زود به سمت اتش خم شد و مقداری از خاکستر سرد را روی کف دستش ریخت و یکی از آتش های سرخ را بر روی دستش قرار داد و من آنوقت فهمیدم که تجربه بالاتر از علم است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo