تبلیغات
چورس - فشنگ از دیوان است

فشنگ از دیوان است

تاریخ:سه شنبه 7 دی 1395-11:14 ق.ظ

مثلی از مثالها :

"فشنگ از دیوان است"

مرحوم حاج حبیب تسوجیان روایت میکرد که در 14 یا 15 سالگی از شوونه(شهانق) برای خرید نان از دروازه شوونه(شهانق) وارد شهر میشود و بعد از خرید نان از طریق کوچه امیر قصد رفتن به خانه اش در شوونه را داشت که جار زدند: دروازه ها را ببندید که ارامنه قصد حمله به خوی را دارند.
مردم را دیدم که سراسیمه به سوی یک خانه میروند. من هم سریع آنها را دنبال کردم. خانه، منزل حاج محمود امینی بود که از تاجران بنام بوده است. حاج محمود کلیدی را به یکی از خادمانش میدهد و سفارش میکند که دو نفر حمال برداشته و به فلان محل برود و دو گونی پول بردارد و به منزل بیاورد. بعد از رسیدن پول ها به خانه، میگوید: من این پول را چه میخواهم بکنم؟ این پول ها باید در همین روزها به درد بخورند و خرج شوند و الا ارزشی ندارند. آی مردم! هر کسی در منزل خود هر چقدر فشنگ، تفنگ، یا تپانچه دارد خریدارم، هر کسی توانایی استفاده از سلاح و مهارت در تیراندازی دارد بیاید دستمزدش با من، سلاح بگیرند و به بالای حصار بروند.
از آن روز به بعد مثلی در خوی معروف شد که میگفت: "فیشنگ دیوان-داندی" (فشنگ از دیوانه) یعنی هر قدر خرج میکنی بکن، از جیبت که نمی پردازی از دیوان(خان) میگیری.
با اینکه حاج محمود امینی (امین دیوان) در کوچه امین دیوان بوده، اما گویا ساختمانی نیز در کوچه امیر داشته است. مرحوم دکتر علیقلی امینی، پسر حاج محمود امینی، پزشک حاذق دوران خود که علم طب را در آلمان تحصیل کرده و به خوی بازگشته بود، بنا به روایت معتمدین، بیماران با یک نسخه بهبودی می یاقتند و هیچ بیماری برای نسخه دوم پیش پزشک نمیرفت.

با اجازه از مدیریت کانال  مطلب  عینا نقل گردید ( وب چایپارا- چورس)

#گردآوری_توسط_کانال_گونشلی_خوی

از ارسال کننده مطلب آقای مرتضی اسعدی م تشکر می نماییم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo