تبلیغات
چورس

با سلام و عرض ادب حضور خواننده های محترم

تاریخ:پنجشنبه 10 آبان 1397-11:19 ب.ظ

و سلامی مجدد .
نمیدانم دوستان، در مورد  غیبت ها ی بنده چه نظری دارند  که وب را کنار گذاشته ام ؟ واقعا نمی دانم که چه فکر می کنید.  .
اما اگر  بقول مرحوم نوذری از خودم بپرسید چند دلیل زیر را خواهم آورد :
1- که مهمترین دلیل هست . شرایط سخت زندگی هست . بنده حقوق اداری ام تا حدودی بد نیست یعنی تا امسال بد نبود. ولی از زمان بالا و پایین کردن دلار که عمدتا به ابتکار دولت هست تا کم آوردن پول ایران در مقابل دلار  را به گردن مردم سوار کند دریافتی حقوق بنده یک چهارم شده است یعنی وقتی دلار 4 برابر شد یعنی ملت ما 4 برابر فقیر تر شد و من هم یکی از این ملت. صفحه دیسک ماشین چند برابر شده است. تمام لوازم زندگی و از جمله واردات را تحت تاثیر قرارداده است.
اگر منصف باشیم قبول می کنیم الان من فکر می کنم که حقوقی که من می گیرم تنها در طول سال برای درمان دندانهایم کافی نیست .
پس برای چه بنویسم ؟
2- حقیر خانه دارم. ماشین دارم. در امد های جزیی دیگری در کنار حقوق دارم . نمی توانم زندگی کنم حال کسی که اینها را ندارد اولا چگونه زندگی کند ؟ و ثانیا چگونه بخواند ؟. یعنی حوصله خواندنباقی نمی ماند. پس خواندن و نوشتن بدرد نمی خورد.
3- هر چه قدر ما نوشتیم که اوضاع بهاری و بهتر بشود. بدتر شد.
این حسن آقا و معاونش اسحاق خان،  احمدی نژاد را سرزنش می کردند که دلار صبح 3800 بود عصر 4000 تومان شد و به این ترتیب رای ما را زدند اما در دوره خودشان دلار شد 19 هزار تومان. البته این حساب و کتاب ها پول و پول کردنهای بنده برای حرص و آز نیست . اینها درد دل هستند.
به عنوان یک انقلابی  کم سواد،کم تجربه و بصورت خود جوش قبل از انقلاب که از  هیچ جایی هم اموزش نمی گرفتیم و فقط ذرک خودمان از محیط بود و برای اولین بار این انقلابی بودن خود را پیش کشیدم  دارم  به این نتیجه می رسم که دلیل انقلاب چه بود؟
بنده از 16 سالگی انشا های ضد شاه می نوشتم و همیشه یکی از مشتریان کتابخانه عمومی خوی بودم اقای محوی رییس کتابخانه مرحوم هم شاهدم بود . و خلاصه عرض کنم که امتحانات خرداد یا تیر سال 56 بود که با دوستم در خیابان تبریز یعنی در مقابل سالن دخانیات  از امتحان نهایی یعنی سال دیپلم گیری بر می گشتیم.  شاه را دیدیم که با خانمش روی ماشین روبازی به بازدید (فکر کنم بیمارستان خوی )می رفتند و بنده و دوستم در میان احساسات و کف زدن های مردم به آن مرد ناسزا می گفتیم و البته مردم نمی دانستند که ما از قماش دیگری هستیم و شاید هم در دل خودمان نجوا می کردیم که  مطالب ما با مطالب جاوید شاه اهالی جور در می امد و از خطرات بد گویی و بد بینی ما به شاه کم می کرد.
انها می گفتند جاوید شاه و من و دوستم می گفتیم چاپید شاه . حال نمی دانم که از کجا این را یاد گرفته بویم؟
و همان شب که فردایش امتحان جبر داشتم روی درخت جلو مقبره اعلامیه را که دستی نوشته بودیم می چسباندیم البته باز اعلامیه نبود چون ما سواد و تجربه مان قد نمی داد ما نه دوره مصدق را دیده بودیم و نه مشروطه را که بدانیم دنیا دست کی بوده است . و تازه ترس هم خودش نعمتی بود که اجازه نمی داد در ان شرایط بیشتر از آن چند دشنام را بدهیم لذا زیر لبی چند تا ناسزا به آن مرد و دور و بری هایش بود  که نوشته بودیم و روی درخت قطور جلو  مقبره خوی اویزان کردیم.

و امروز بی تعارف عرض کنم که امروز متوجه می شوم این قدیمیها ی ما که از انقلاب کردن بفهمی نفهمی  کمی نگران بودند دلیل داشتند . چرا که شاه به تعدادی از انها زمین داده بود( اصلاحات ارضی) و نا امنی زمان فرقه را پایان داده بود و نیز داشت تمام فرزندانشان را استخدام می کرد و اتفاقا که هر کس دیپلم می گرفت و سربازی داشت استخدام می شد  و شخصی که از سربازی بر می گشت  و خصوصا دیپلمه بود می گفتند نان پخته .  
آقا چه عرض کنم؟ کارمند ها وضعشان خوب شده بود. معلم ها و دیگر کارمندان اغلب کرواتهایی می زدند که پهنایش از عرض پیراهنی که (از جلو بدن و زیر کت نمایان بود) می پوشیدند کمتر نبود به عبارتی دیگر  پهنا و عرض پارچه ی کراوات فاصله ی دو دگمه کت را می پوشانید .
و به این ترتیب بنده،  با دیگران کاری ندارم خودم را عرض می کنم  این را می فهمم که بزرگترها حساب و کتاب خود را می کردند و آنها می دیدند ما با این شعارها  به آش  گرم آنها آب یخ دار اضافه می کنیم .

خلاصه دوستان چه بنویسم و از چی بنویسم نمی دانم؟
در آن روزگاران  ما اختلاس را چیزی در حد گرانفروشی می دانستیم و دزدی را چغاله دزدی، بردن ماشین و بردن گاو و گوسفند . این مشکل تنها در بحث دزدی مستقیم نیست الان یک مهندس که درس ریاضیات مهندسی اش بسیار سخت تر از درس پزشکی است. در امد یک هزارم یک پزشک را ندارد نمونه اش همین وزیر پزشک ماست که این جا و آنجا شنیده می شود دست کمی از خیلی های دیگر ندارد. با وزیر کاری ندارم منظورم توضیح و شرح در آمد و توزیع ناعادلانه هست . امروز در آمد یا حقوق  روزانه  من از دولت به اندازه یک ویزیت و داووی یک بار دکتر رفتن نیست واقعا انقلاب و این همه  فرق ؟

و نمی دانستیم که ممکنه در آینده دزدی هایی بشود که بودجه مملکت را تحت تاثیر قراردهد و این دزدی جالب است که توسط کسانی بشود که امثال من هستند که خود نقشی در انقلاب داشته اند . جوری که تصور می کنم و یا ملت تصور کند که انقلابی گری یعنی بی قانونی و دزدی از مال ملت. یعنی ملت تصور کند که انقلابیون دیروز، دزد های امروز هستند.
نه اینجوری هم نیست که دزدی معادل انقلابی گری باشد بنده هم و خیلی های دیگر در انقلاب بودیم ولی دزدی نکردیم و انشاء الله نمی کنیم  .
ستارخانی که انقلاب مشروطه را به پیش می برد هیچ سرمایه دار نشد آن هم از سرمایه نامشروع در کشور .
در آمد مرحوم مصدق که خود خان و خانزاده بود نجومی نشد.
در آمد مرحوم شهید والا مقام  شیخ حسین غفاری، مگر چقدر بود که زنده یاد از سران انقلاب اسلامی بود ؟
مرحوم شهید باکری و یا شهید نعمت مهدی نژاد خودمان چه قدر مال اندوختند؟
و در مقابل بشنویم که پشت سر برادر رئیس جمهور و برادر معاون ایشان  چه حرفهایی هست؟
دوستان آیا باز هم دلیلی برای نوشتن می بینید ؟ نکند هرچه بیشتر بنویسیم خرابتر شود؟
چون اینجوری که در این دور و زمانه می بینیم هرچه قدر در ادعای خود بیشتر اصرار می کنیم یعنی ادعای پاک دستی،درستی، درستکاری و انقلابیگری می کنیم بیشتر  دزدی می کنیم .
پس بهتر هست ننویسیم چون ممکنه من هم ادعا کنم و بنویسم و بنویسم و فردایی خواننده محترم ببیند که حقیر هم کلی ثروت بالا آورده  و حسابی دزد شده ام . والسلام







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ گذشته چورس در آینه مهر نیوز و تشکر از ان

تاریخ:جمعه 16 شهریور 1397-11:47 ب.ظ

اولین شهربزرگ تمدن اورارتویی کشف شد/چورس روستایی با ۸۰۰۰ سال قدمت

ارومیه- درپی نخستین فصل کاوش تپه آناقیزلی واقع در روستای چورس چایپاره با همکاری هیئت های ایرانی و اتریشی، اولین شهر بزرگ تمدن اورارتویی کشف شد.

خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: سکینه اسمی- نخستین فصل از کاوش های باستان شناسی در این تپه از ۱۳ تا ۲۵ مهرماه انجام شد که طی آن باستانشناسان دانشگاه اینسبورگ اتریش و باستانشناسان ایرانی حضور داشتند.

بعد از انقلاب اسلامی این اولین سفر هیئت باستان شناسی خارجی به استان و اولین حضور هیئت باستان شناسی اتریشی در کشور بود که قرار است در چهار فصل کاوش های باستانی خود را در روستای تاریخی چورس انجام دهند.

تپه باستانی آنا قیزلی چایپاره در ۶۰۰ متری روستای تاریخی و گردشگری چورس در زمینی به ابعاد ۴۰۰ در ۲۰۰ متر سال ۱۳۸۱ در ردیف آثار ملی به ثبت رسید.

روستای تاریخی چورس در هشت کیلومتری مرکز شهرستان چایپاره واقع است، در سطح محوطه تپه باستانی آنا قیزلی، بقایای فرهنگی و تاریخی فراوانی از پنج هزار سال قبل وجود دارد.

بر اساس اعلام باستان شناسان در این محوطه آثاری از سفال، ابزار سنگی و قطعات آجر دیده می شود که نشانگر تسلسل فرهنگی و دوام سکونت جوامع انسانی در محل است، علاوه بر این در بخشهایی از سطح محوطه آثاری از قبرستان ارامنه دیده می شود که می تواند یادگاری از دوره ای که ارامنه در منطقه زندگی می کردند باشد.

از آثار دیگر اورارتوها در منطقه می توان به قلعه بزرگ و قلعه ملاجنید اشاره کرد که این دو محوطه در شرق روستای چورس قرار گرفته اند، قلعه ملاجنید و قلعه بزرگ بعد از دوره اورارتوها، در دوران اسلامی نیز مورد سکونت واقع شده است. امروزه در محل قلعه ملاجنید آثار یک برج سنگی و در قلعه بزرگ بخشهایی از دیوار دفاعی خشتی باقی مانده است.

از دیگر آثار تاریخی روستای چورس می توان به مسجد سرخ، بنای یخچال و حمام قدیمی اشاره کرد که نشان از قدمت بالای تاریخی در این منطقه است.

چورس یکی از مناطق تاریخی و مهد تمدن اورارتویی است

مسئول هیئت ایرانی کاوشهای تپه آناقیزلی در خصوص جزییات و دستاوردهای نخستین فصل کاوش های باستانی در این محوطه به خبرنگار مهر گفت: امسال این کاوش ها برای نخستین بار با همکاری هیئت باستان شناسی اتریشی انجام شد و طی آن در نخستین فصل شهر بزرگ تمدن اورارتویی در آن کشف و شناسایی شد.

امسال کاوش ها برای نخستین بار با همکاری هیئت باستان شناسی اتریشی انجام شد و طی آن در نخستین فصل شهر بزرگ تمدن اورارتویی در آن کشف و شناسایی شدغلام شیرزاد ادامه داد: اورارتو نام تمدنی است که در غرب آذربایجان امروز، شرق آناتولی و شمال کردستان کنونی و اطراف دریاچه وان و ارتفاعات ارمنستان وجود داشت و ساکنان آن جزو بخشی از نیاکان گرجی‌ها و ارمنی‌ها کنونی بوده‌اند و از حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، تا ششصد پیش از میلاد بر منطقه حکمرانی داشتند.

وی با بیان اینکه هم اکنون این تمدن یکی از مهمترین تمدن های منطقه شمالغرب کشور به خصوص آذربایجان غربی به شمار می رود عنوان کرد: در این راستا سومین محوطه اورارتویی دنیا در قلعه بسطام قرار دارد.

شیرزاد با اعلام اینکه در اولین گام از کاوش ها قرار بر این بود که محوطه تپه آناقیزلی مورد کاوش قرار گیرد تا مشخص شود این محوطه اهمیتی به لحاظ کاوش باستانی دارد یا نه افزود: در اولین کاوش این شهر بزرگ کشف و نشان داد این محوطه از اهمیت تاریخی بالایی برخوردار است.

کشف آثار باستانی ۸۰۰۰ ساله در روستای تاریخی چورس

شیرزاد اضافه کرد: با آغاز نخستین فصل کاوش تپه آناقیزلی واقع در روستای چورس چایپاره آثار باستانی هشت هزار ساله شامل ابزارهای سنگی از جمله تراشه سنگ و تیغه های سنگی از نوع گرانیت، چخماق و اکسیدین به دست آمد.

کاوش در محوطه ای به وسعت هشت در هشت متر انجام و در لایه اول باستانشناسی دیوارهای سنگی به قطر ۱۷۰ سانتیمتر مربوط به دوره اورارتویی مشاهده شد اما به علت پایان فصل کاوش این اقدام ناتمام ماند لذا لایه های دوم و سوم اردیبهشت سال ۹۶ کاوش می شودوی با اشاره به اینکه سفال های قرمز و براق و سفالهایی منقوش متعلق به دوره اورارتویی در محوطه تپه آناقیزلی کشف شده که بیانگر وجود شهری در این دوره و روستایی در دوره نوسنگی است اضافه کرد: مهمترین هدف در این فصل اجرای مطالعه های ژئومغناطیسی بود تا بتوان ظرفیت منطقه را برای مطالعات و کاوشهای باستانشناسی تخمین زد.

مسئول هیئت ایرانی کاوشهای تپه آناقیزلی اافزود: کاوش در محوطه ای به وسعت هشت در هشت متر انجام و در لایه اول باستانشناسی دیوارهای سنگی به قطر ۱۷۰ سانتیمتر مربوط به دوره اورارتویی مشاهده شد اما به علت پایان فصل کاوش این اقدام ناتمام ماند لذا لایه های دوم و سوم اردیبهشت سال ۹۶ کاوش خواهد شد.

شیرزاد با تاکید بر اینکه این بررسی نشان داد که در تپه آناقیزلی و روستای چورس ظرفیت کاوشهای باستان شناسی برای ۱۰ سال آینده موجود است گفت: همچنین امسال کاوش های باستان شناسی در قلعه تاریخی بسطام یکی از محوطه ها مهم اورارتویی است انجام خواهد شد.

کاوشهای باستانی امسال در ۵ محوطه تاریخی انجام می شود

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی نیز در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: امسال کاوش های باستانی در پنج محوطه تاریخی از جمله چورس، بسطام انجام می شود.

جلیل جباری با بیان اینکه نتایج و اطلاعات اولیه در خصوص این کاوش ها بهارسال آینده اطلاع رسانی می شود گفت: آذربایجان غربی یکی از مناطق مهم و تاریخی کشور به شمار می رود که تمدن اورارتویی یکی از مهترین تمدن های این منطقه محسوب می شود.

وی با اشاره به عملیات کاوش تپه باستانی روستای چورس، بر اهمیت حفاظت فیزیکی محوطه تپه و تعیین حریم  آن تاکید کرد و گفت: شهرستان چایپاره یکی از شهرستان های شمال آذربایجان غربی است که به دلیل قرار گرفتن در میان شهرستان های چالدران، ماکو، شوط، پلدشت و خوی از اهمیت جغرافیایی ممتازی برخوردار است.

در سطح شهرستان چایپاره روستاهای متعددی وجود دارند که اکثر آنها در سطح دشت قره ضیالدین و تعدادی نیز در میان سلسله کوههای اطراف آن پراکنده شده اند، یکی از این روستاها که در جنوب شهر قره ضیاالدین واقع شده، روستای چورس است.

این روستا به دلیل داشتن جاذبه های تاریخی و طبیعی و داشتن جمعیت زیاد در طی دوره های مختلف تاریخی، مورد توجه بوده و نام آن در کتب تاریخی و سفرنامه ها آمده است.

موقعیت جغرافیایی و پس زمینه تاریخی روستای چورس

روستای چورس به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان در فاصله ۸ کیلومتری جنوب شهر قره ضیاالدین، مرکز شهرستان چایپاره در دامنه کوه موسوم به کوه کمر واقع شده است، در دامنه کوه، کوه کمر به سبب فراوانی آب علاوه بر روستای چورس، روستاهای دیگری نیز شکل گرفتند که اکثر آنها از سابقه تاریخی نیز برخوردار هستند.

یکی از قدیم ترین منابعی که در آن از روستای چورس نام برده شده، کتاب نزهه القلوب حمدالله مستوفی است که در نیمه اول قرن هشتم ه. ق نوشته شده است. مستوفی در این کتاب ضمن اشاره به خوی و برشمردن ویژگی های آن از چورس نیز نام می برد.

روستای چورس در دوره قاجاریه در زمانی که میان مردم خوی و سردار ماکو جنگ در گرفته بود، میزبان گروهی بود که از طرف انجمن ایالتی تبریز برای آشتی دادن سردار ماکو با مردم خوی به مدت یک ماه به چورس آمده بودند.

علاوه بر این، شهر چورس در دوره جنگ های ایران و روس، میزبان سپاه عباس میرزا نائب السلطنه شاه قاجار بود که در بحبوهه جنگ های ایران و روس مدتی را به همراه سپاه خود در اطراف چورس اردو زده بود. محلی را که سپاه قاجار در آن اردو زده بود را امروزه به نام اردو تپه سی می شناسند.

بررسی ها و مطالعات باستان شناسی نشان می دهد که روستای چورس از حدود ۵ هزار سال قبل(دوره مفرغ قدیم) دارای سابقه سکونت گروه های انسانی بوده است. (احتمال می رود با انجام کاوش های باستان شناسی در تپه های تاریخی چورس بتوان به تاریخ قدیم تری نیز دست پیدا کرد).

تپه باستانی موسوم به آناقیزلی در فاصله ۶۰۰ متری شمال روستای چورس بر روی یک برجستگی صخره ای قرار گرفته و به دلیل داشتن ارتفاع بلند از فاصله دور قابل مشاهده است.

در سطح این محوطه، آثاری از دوره مفرغ قدیم و سفال های دوره اورارتوها دیده می شود. به نظر می رسد، استقرار جوامع انسانی در این محوطه بعد از دوره مفرغ قدیم در دوره اورارتوها نیز تداوم یافته است.

آثار تاریخی چورس

در سطح محوطه، بقایای فرهنگی فراوانی از جمله سفال، ابزار سنگی و قطعات آجر دیده می شود که نشانگر تسلسل فرهنگی و دوام سکونت جوامع انسانی در محل است. علاوه بر این، در بخش هایی از سطح محوطه آثاری از قبرستان ارامنه دیده می شود که می تواند یادگاری از دوره ای که ارامنه در منطقه زندگی می کردند، باشد.

از آثار دیگر اورارتوها در منطقه می توان به قلعه بزرگ و قلعه ملاجنید اشاره کرد که این دو محوطه در شرق روستای چورس قرار گرفتند. قلعه ملاجنید و قلعه بزرگ بعد از دوره اورارتوها، در دوران اسلامی نیز مورد سکونت واقع شده است. امروزه در محل قلعه ملاجنید آثار یک برج سنگی و در قلعه بزرگ، بخش هایی از دیوار دفاعی خشتی باقی مانده است.

از دیگر آثار تاریخی روستای چورس می توان به مسجد سرخ، بنای یخچال و حمام قدیمی اشاره کرد. امروزه بنای مسجد مرمت شده و بنای یخچال نیز جزو اولویت های میراث فرهنگی برای مرمت قرار دارد. اما حمام قدیمی روستا تخریب شده و بر روی آن بنای جدیدی ساخته شده است. البته در داخل روستای چورس آثاری از عمارت خان وجود دارد که به دلیل متروکه ماندن، بخش های مختلف آن تخریب شده و از میان رفته است.

از بناهای دیگری که در کتب مختلف و سفرنامه ها آمده، اثری دیده نمی شود. به نظر می رسد، بخش عمده ای از این آثار در زیر خانه های امروزی روستاییان و زمین های اطراف روستا قرار گرفته باشند. محل اردوی عباس میرزا شاهزاده قاجاری در جنوب روستای چورس و مکان موسوم به سوسمارها از دیگر جاذبه های توریستی روستا هستند.

روستای چورس در کنار جاذبه های تاریخی و باستانی، به دلیل داشتن منابع آب فراوان و شرایط زیست محیطی مساعد، همه ساله در فصول بهار و تابستان پذیرای خیل عظیمی از مردمی است که برای گذراندن اوقات فراغت و استرحت به این روستا و نواحی اطراف آن می آیند. وجود چشمه های متعدد آب در داخل روستا و نواحی پیرامونی آن یکی از جاذبه های طبیعی چورس محسوب می شود. چشمه معروف شیخ بلاغی شهرت بالایی در سطح منطقه دارد.

علاوه بر این، در اطراف روستا، درختان و باغات مختلفی وجود دارند که بر زیبایی روستای چورس و طراوت آن می افزایند. در غرب روستا، دره موسوم به احسان خان دره سی منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.

کد خبر 3799954




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کاغذین جامه

تاریخ:جمعه 15 تیر 1397-04:13 ب.ظ

قبل از این مطلب  مطلبی دیگر تحت عنوان نامه ها به بهانه نامه منتشر نشده ای از جلال ال احمد نوشته و به وب دادم ولی به نظر می اید بعد از ممنوعیت تلگرام مشکل رسانه های مجازی دیگر هم بیشتر شده یعنی نمی شود مطلب داد و نهایت ادم حوصله اش سر می رود .و از نوشتن دست بر می دارد.

موضوع مقاله :

کاغذین جامه

کاغذین جامه . [ غ َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) کنایه از عجز و بیچارگی باشد. (برهان ) (انجمن آرا). درماندگی . (ناظم الاطباء). || تظلم . (برهان ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). کاغذی جامه . جامه ٔ کاغذی . کاغذین جامه ای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میشد و او درمی یافت که وی دادخواه است و به دادش میرسید. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). جامه ٔ کاغذ که فریادیان پوشند و در قدیم رسم بوده . (آنندراج از بهار عجم ).
حاسدانم چون هدف بین کاغذین جامه که من
تیر شحنه از پی امن شبان آورده ام .

  کاغذین جامه (فرهنگ عمید): جامۀ کاغذی؛ جامه‌ای بوده از کاغذ که شخص دادخواه بر تن می‌کرده و نزد حاکم می‌رفته تا به‌شکایت او رسیدگی کند؛ کاغذین‌پیرهن: کاغذین‌جامه به خوناب بشویم که فلک / رهنمونیم به پای علم داد نکرد (حافظ: ۲۹۲).

  کاغذین جامه (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) - 1 جامه ای بوده از کاغذ که
متظلم میپوشید و نزد حاکم میرفت و او در
مییافت که وی داد خواه است و بدادش
میرسید :
} کاغذین جامه بخوناب بشویم که فلک
رهنمونیم بپای علم داد نکرد . { (حافظ)

کاغذین جامه 3

متن زیر، برگرفته از مقاله دکتر ابراهیم قیصری است که در مجله آینده (سال سیزدهم 1366- شماره هشتم تا دوازدهم- صفحات 602 تا606) با همین نام چاپ شده است. لازم به تذکر است قسمتهایی از مقاله به دلیل اشتراک با مطالب قبلی حذف شده است.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قیرمیزی مسجید چورس

تاریخ:جمعه 15 تیر 1397-04:08 ب.ظ

مرمت روستای تاریخی چورس چایپاره تا ماه آینده به اتمام می رسد

ارومیه- ایرنا- مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: عملیات مرمت روستای تاریخی چورس در شهرستان چایپاره با حدود یک میلیارد ریال اعتبار از 2 ماه قبل آغاز شده است و تا یک ماه دیگر به پایان می رسد.

جلیل جباری روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: این مرمت بر اساس سرفصل هایی که در شورای فنی این اداره کل مطرح شده و به تصویب رسیده است، انجام می شود.
وی ادامه داد: اجرای استحکام بخشی پی و بستر در بخشی از مسجد که دچار نشست شده بود، اجرای سنگ درپوش بالای دیوارهای مسجد و دیوار محوطه، اجرای بخشی از دیوار محوطه اطراف مسجد و تکمیل دیوار پیرامونی، اجرای بخشی از کف سازی محوطه و اجرای ایزولاسیون پشت بام از جمله اقداماتی است که دراین روستایی تاریخی در حال انجام است.
وی ادامه داد: پس از اتمام مرمت مسجد به منظور انجام فرایض دینی و احیای آن، فرمانداری و اداره اوقاف شهرستان ساز و کار لازم را برای تشکیل هیئت امنای مسجد پیش بینی خواهند کرد.
مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان افزود: آخرین مرمت صورت گرفته در این مسجد مربوط به یک دهه پیش بوده که توسط میراث فرهنگی به انجام رسیده است.
به گزارش ایرنا روستای چورس در شهرستان چایپاره آذربایجان غربی با قدمت هشت هزار ساله، مهد تمدن اوراتوریی بوده و آثار بی نظیر تاریخی فراوانی در خود جای داده است که چشم هر گردشگری را خیره می کند.
این روستا در فاصله هشت کیلومتری جنوب شهر قره ضیاالدین، مرکز شهرستان چایپاره و در دامنه کوه موسوم به کوه کمر واقع شده است.
روستای چورس در دوره قاجاریه در زمانی که میان مردم خوی و سردار ماکو جنگ در گرفته، میزبان گروهی بود که از طرف انجمن ایالتی تبریز برای آشتی دادن سردار ماکو با مردم خوی به این منطقه آمده بودند.
علاوه بر این شهر چورس در دوره جنگ های ایران و روس، میزبان سپاه عباس میرزا نائب السلطنه شاه قاجار بود که در بحبوهه جنگ های ایران و روس مدتی را به همراه سپاه خود در اطراف چورس اردو زده بود و محل اردو آنان امروزه به نام ' اردو تپه سی' مشهور است.
بررسی ها و مطالعات باستان شناسی نشان می دهد که روستای چورس از حدود پنج هزار سال قبل دارای سابقه سکونت گروه های انسانی بوده است. (احتمال می رود با انجام کاوش های باستان شناسی در تپه های تاریخی چورس بتوان به تاریخ قدیم تری نیز دست پیدا کرد).
بخچال چورس، قیرمیزی مسجد، ایشیق بولاغی، نقش زیبای صلیب، خاچ قوشون و باغ زیبای مامال از جمله اماکن دیدنی روستای هشت هزار ساله چورس به شمار می رود.
این مسجد تاریخی مربوط به دوره صفویه - قاجاریه بوده و در سال 1376 شمسی در فهرست آثار تاریخی ملی کشور به ثبت رسیده است.
8135/3072

انتهای پیام /*



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرگذشت نامه ها . نامه رسان نامه من دیر شد

تاریخ:جمعه 1 تیر 1397-12:13 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استاد جبار هنرور هنر معلمی را واقعا داشت

تاریخ:چهارشنبه 9 خرداد 1397-11:30 ب.ظ

استاد هنرور،آموزگار مدرسه مولوی چورس و مدرسه انوشیروان قره ضیاء الدین از سال 1337،   هنر معلمی را واقعا داشت.
در سال 1319 مدرسه مولوی و نیز مدرسه انوشیروان قره ضیا ءالدین تاسیس شده اند . از معلم ها قبلا صحبت کردیم . که در اینده یک بار دیگر تاریخ اموزش و پرورش چورس را مجددا در وب منتشر خواهم کرد .
سالی که مدرسه مولوی تاسیس شده آخرین سال مکتب خانه شد یعنی با افتتاح مدرسه مولوی مکتب خانه تعطیل و در واقع آموزش به صورت  نوین شروع شد .  پدرم بنده و دوستانش دست همدیگر را گرفته دیگر مکتب نرفته و به اصطلاح اولین نیمکت نشین مدرسه مولوی شده اند .
قبل از هنرور استاد رشید اصلان آبادی آموزگار انجا بوده است. که هنوز هم ماشاء الله  و هزار ماشاء الله نعمت حضورش را داریم. 
از دانش آموزان دو نفر یادم هست که انها هم ماشاء الله حضور مبارکی دارند اقا طیب جعفری و اشرف اقا طاهری .

-----------------------------------  
و اما نمی دانم این رضا خان چه چوبی داشته که هر که  از این جوب خورده رستگار شده . حتی در فیلم غلام ژاندارم  ( نقش غلام ژاندارم را که هنوز ژاندارم هم نشده بود مرحوم ناصر ملک مطیعی که همین چند روز قبل فوت کرد) بر عهده گرفته بود هم او یغنی غلام ژاندارم نیز از  این چوب یادی کرده بود.
دوستان بعضی وقت ها اتفاقاتی می افتد که خیلی بد است و آدم را از انقلاب کردن پشیمان می کند . اینکه می گویم" آدم"  منظور خودم هستم که کمی در انقلاب کردن دست داشتم و البته ادای انقلابی ها را در می آوردیم. شهر ها تظاهرات می رفتیم و شبها بیدار می ماندیم در مسجد جامع ارومیه به گوش کردن به سخنرانی ها می رفتیم.   والا انقلابی ها اصلی  مرحوم حسنی - اقای عابدین زاده و حاج یحیی حقیر مددی و اقایان پاشالوها  - مرحوم قاضی در تبریز  و خیلی های دیگر بودند.
چرا این چمله پشیمانی را عرض کردم . دلیل دارد . چون ما در آنچه که میراث مان هست را درست و حسابی مراقبت نمی کنیم . شاید بپرسید چرا ؟ جواب اینست که آقا این چه مدارسی هست که اتفاقی خارج از شان این مملکت می افتد؟
منظورم این قضیه مدرسه ای در تهران  هست. بحث تجاوز را عرض می کنم . ممکن بود این بچه ها بچه های خودم باشند و بلا بدور یا هر کدام از شما که دارید این مطلب را می خوانیدبچه شما بودند  و   این بچه ها ممکن بود بچه هر ایرانی دیگر  باشند .
اقا می شود پرسید وزیر کجا بوده ؟( زورم به زور ایشان نمی رسد بگذریم . ) و مدیر کل اموزش پرورش کدام گوری بوده ؟
مدیر مدرسه کدام گوری بوده ؟
مربی پرورشی کچا بوده ؟ و حواس حراست کجا بوده ؟ مگر اینها حقوق نمی گیرند ؟
من صد تا بچه داشته باشم نمی گذارم  به این نوع مدارس بروند همین چند روز قبل نوشته بودند شهریه یک دانش اموز در تهران 25 میلیون بوده است . مدرسه ای که بازرس نداشته باشد ضمن احترام به همه معلمین شریف کشورمان یا معلمش بیشعور و منحرف از کار در می اید یا دانش اموز احمق در می اید و اینجا صاحب مدرسه غیر انتفاعی و البته انتفاعی منفعت را می برد   بازرس . .
داشتم این را می گفتم که چوب این رضا شاه بی نماز را هر کس که خورده و یا نخورده هم باشد فقط از دور  شنیده باشد . حسابی آدم و با نماز شده است .
اقا ما هم در مدرسه مولوی البته زمان پسر رضا خان  یعنی محمدرضا بود . اقا مدرسه ها امن بودند . من از سال 1319 نشنیدم که در محیط  و حتی دور تر از مدرسه مولوی و حریم ان اتفاقی بد بیفتد .
آقا هرچه دلتان بخواهد از معلم ها چوب خوردیم از اقای اردشیر دهقانی، از اقای پدرام ، از اقای صفری، از آقای  غیبی، از آقای حسن امینی ، و از آقای مرحوم قاسم حجازی فر ، تابانفر و ...
آقا این چوبها چقدر کارساز بوده اند . اولین بار است که از ترکه درخت به ( هیوا)دفاع می کنم . و آرزو دارم یک بار دیگر در کلاس استاد جلال در کلاس ششم دبستان که فامیلی اش یادم رفته بنشینم .
اقا چهار نسل را بنده خودم دیدم که شاید زیادی  چوب خوردند اما چیز دیگری نخوردند . باید بگوییم مدرسه هم مدرسه های قدیم
خلاصه آقا داریم کجا می رویم ؟
این حیوان (که بلانسبت حیوان  را) چه کسی در لباس معلم در اورده است .
اما جمله اخر.
اقا از این افراد و مریض ها در جامعه یافت می شود ولی من گله ام با خودی هاست . هشت ماه مگر می شود نیروهای خودی ما ندانند که در مدرسه ها  چه اتفاقی می افتد ؟
ما از ان عفریت گله نمی کنیم. از خودم و دوستان شکایت دارم . همه ما مقصر هستیم . اقا دزدی ها را ندیدیم و رشوت ها فرار در روز روشن با دلار همی زبان بسته ( خاوری بی شرقف و پست چون اگر شرف داشت شرف میهن را حفظ می کرد ) خیلی چیز ها  را ندیدیم که باید می ذیذیم و جلو کیری می کردیم که نکردیم .  باز می گویم نمی خواهم در زندگی مردم سرک بکشم . اما این یکی دزدی شرف و غیرت هست .
ما گله مان اینست که در شهر خبر هایی هست که ما بی خبر هستیم .
چرا خبر ها نمی رسد ؟
مگر ما  مشغول چه کاری هستیم ؟ که از چند قدمی خودمان بی خبر هستیم
مگر خوابیم ؟ ما می خواهیم چه تربیت کنیم دکتر، مهندس و عالم ؟ این چه تربیتی هست ؟
این بچه ها هیچ تقصیری ندارند . و اتفاقا شهامت این بچه ها و خانواده ها ستودنی است اگر اینها نبودند . معلوم نیست در اینده چه می شد. فقط یگ گله ای هست از خانواده ها که چرا بچه خودشان را تحت نظر نگرفته اند و دست این بی ناموسها که منحرف بودند سپرده اند .
دوستان باید مواظب بچه های این اب و خاک باشیم تا خوب تربیت شوند .
---------------------------------------------------------  
در آن مدرسه مولوی نه معلم تربیتی بود و نه این ادعا ها .
منتهی همان اصلان آبادی ها - هنرورها - مجتبی طاهری ها اردشیر دهقانی ها - دادپرورها - مریوانی ها ( فیاض پور ) و ....  که  افراد زیادی پرورش دادند  اسامی چند تا از انها را بیاوزرم .
مجتبی طاهری - مصطفی طاهری - فتح اله سلطان بیگی - باقر سلطان بیگی خلیل شکوری - جلیل شکوری - حمید ایوبی - یعقوب اشرفی  - رشید ایوبی- میر هادی و میر علی حسینی - اقا طیب  جعفری - اکبر طاهری - اشرف اقا طاهری -  -شهید  نعمت مهدی نژاد - شهید  بهمن شکورزاده - دکتر علی حسن پور - خانم دکتر متولی - حمید جعفری . شاعر زنده یاد جسین بیات .
دکتر یوسف حسن زاده .
رحیم پور رحیم . رحیم مهدی نژاد - مهندس حسین سلطا ن بیگی. حیدر اسعدی - اردشیر دهقانی و بقیه فرزندان  فدا کار چورس از چمله میر فتاح حسینی رییس ژاندارمری قرضیا الدین گه هنوز هم که هنوز هست - نظمی را که در انجا پیاده کرده بود ورد و قصه سر زبانهاست .
شهید محمد فضلی - و  همه دکتر اصلان آبادی ها و شهید احمدپور - شهید محرم قربان زاده . شهید اسماعیل شهبازی - شهید حمید طاهری اصل - حسن مصیب زاده - و حمید اشرفی خیر چورسی - جبراییل اهنگری -
اقای حاج اقا ایوب زاده  روحانی محل - و اقایان و خانومهای دیگر که از همه شان نام نبردم . به حساب پیری بنده بگذارید . نه موردی دیگر .
------------------------------------------------------  
این درد دل از اتفاق مدرسه تهران بود.
ما همچنان به چورس امید واریم که فرزندانش خوب باشند اگر هم افرادی شاخص نشذتذ حداقل راه خودشان را بروند .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوستی نوشته بود : چهلم هنر ور گذشت کدام گوری هستی ؟

تاریخ:چهارشنبه 9 خرداد 1397-11:22 ب.ظ

دوستی نوشته بود : چهلم استاد  هنر ور گذشت  کدام گوری هستی ؟

سلام خدمت همگروهی های محترم .

واقعا این عبارت از یک دوست هست. تازه یک پسوندی هم داشت  که بنده آن را نیاوردم. بگذریم باز هم ممنون که حرمت گذاشته دستش به روی دگمه این وب رفته . من دست این دوستم را از دور می بوسم .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در گذشت حاج جبار هنر ور . مشعل دار علم منطقه

تاریخ:سه شنبه 4 اردیبهشت 1397-01:37 ق.ظ


                        



با نهایت تاسف ، در گذشت استاد حاج جبار هنرور معلم دبستان مولوی چورس به خانواده و دوستدارانش و جامعه فرهنگی منطقه تسلیت عرض می نماییم . استاد دانش اموزانی را تربیت کرد که  در صحنه علم و ادب ایران درخشیدند : شاگردانی مانند دکتر1- یوسف حسن زاده 2- آقای خلیل و جلیل شکور زاده . تیمسار مصطفی طاهری - میر فتاح حسینی و .....................


" با یاد بزرگواران "

  nwbo_copy_of_143536_30d32.jpg

با یکی از بزرگان و مفاخر فرهنگی استان آذربایجان غربی آشنا شویم .

                         استاد حاج جبار هنرور

 

استاد گرانقدر در سال 1316 در کوچه ی نوراله خان شهرستان خوی پا به عرصه ی گیتی نهاد . تحصیلات دوره ی ابتدایی و دبیرستان را در خوی طی نموده و در سال 1333برای تحصیل در دانشسرای مقدماتی عازم ارومیه می شود و پس از پایان تحصیلات در سال 1335 گام در کسوت پرافتخار معلمی می گذارد . در سال 1339 برای ادامه ی تحصیل رهسپار شهر تبریز شده و در سال 1343 در رشته ی کارشناسی فلسفه و علوم تربیتی فارغ التحصیل می گردد . این استاد والامقام تا سال 1357 در دبیرستان های مختلف و همچنین دانشسرای مقدماتی خوی به تدریس اشتغال داشته و در تاریخ 1357/8/25 مدیریت اداره ی آموزش و پرورش شهرستان خوی را به مدت 61 ماه برعهده می گیرد و از اواخر سال 1362 تا مهر ماه 1373 تدریس در مراکز تربیت معلم و همچنین دانشگاه پیام نور را ادامه داده و در سال 1373 به افتخار بازنشستگی نائل می گردد.

بی شک توصیف خصایل نیکو و والای انسانی استاد در این مقوله نمی گنجد و شرح مفصلی می طلبد ، ولی آنچه مبرهن و آشکار است تعهد ، اخلاص ، ایثار ، دلسوزی ، عشق ، صداقت و شهامت استاد زبانزد تمامی دوستداران فرهنگ و اندیشه بوده و در اذهان جاودانه و ماندگار است . هنوز که هنوز است شاگردان بیشمار استاد ، حلاوت و شیرینی درسهای او را که حاصل افشاندن سخاوتمندانه ی بذر عمر و جوانی آن بزرگوار بود را فراموش نمی کنند و به گذشت آن ایام خاطره انگیز ، با دیده ی حسرت می نگرند !

گفتنی است که این استاد دلسوز و متعهد ، در طول دوران خدمتی و همچنین پس از آن ، با خلق آثار ارزشمند علمی و فرهنگی و چاپ آنها در نشریات کثیرالانتشار ، همواره دین و علاقه ی وافر خود را نسبت به اعتلای فرهنگ غنی این دیار به اثبات رسانده است .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان خانواده دوست ما و صدا و سیما

تاریخ:سه شنبه 4 اردیبهشت 1397-01:23 ق.ظ

داستان خانواده دوست ما و   صدا و سیما  

 دوستی تعریف می کرد . مادر ما  در مهربانی و فرزند داری مثل همه مادر های دیگر  حرف نداشت و  فداکار بود اما خصوصیتی دیگر هم داشت که شاید چطور مادران در مهربانی مانند هم هستند شاید در این خصوصیتی که مد نظر حقیر هست مشابهت هایی داشته باشند  و اما این خصوصیت چه بود ؟  

دوستم تعریف می کرد که در زنگ تفریح های زندگی که صحبت خانواده گل می انداخت صحبت به در و همسایه هم می کشید بحثی که ابوی با آن موافق نبود . ولی والده گرامی هم  تا می خواستی موافق با پدرمان نبود  از حرف زدن در مورد دیگران برایش هزینه و خطری نداشت .

یعنی به نظر می امد  که مادرمان در زندگی خانوادگی اش به تجربه دریافته بود که وقتی در مورد خودشان حرف می زنند . مثلا لباس و کفش و مدرسه بچه ها و نیز مخارج دیگراز قبیل کادوی چشم روشنی خواهر، فامیل و همسایه  و سلایق متفاوت بچه ها ،  اختلاف بین خانواده بالا می رفت مثلا شوهرش از او انتظار داشت که زیاد به کادو و غیره و چیزهایی که خرج آور هست نچسبد و نهایتا گاهی به کتک خوری هم می کشید .

ولی همینقدر که مادرم به انطرفها ( سرک کشیدن به دیگران )دقت می کرد  به این طرفها اهمیتی نمی داد. و این دقیقا یعنی این مادر بیچاره  نمی خواسته اختلافات  خودشان دامنگیر بچه هایشان بشود. لذا مادرمان ترجیح می داد صحبت هایی در مورد خودمان نکنند و ذاتا  سعی می کرد در حاشیه زندگی خودش حرکت کند.تا مناقشه خانوادگی پیش نیاید.  

این داستان  مرا به یاد اخبار تلویزیون یکی از شبکه ها می اندازد که در اخبار خود تصادف وانتی در کانادا را تعریف می کرد که انقدر توضیح کامل داد و حتی  کم مانده بود پلیس سر صحنه بیاورد فقط یک اشکال داشت که نگفت مقصر کیست ؟

بعد که اخبار تصادفی در کانادا  تمام شد. سیما به فرانسه رفت در  فرانسه از اعتصاب راه آهن و  هواپیمایی ها صحبت نمود و حتی در صد افزایش حقوق و غیره را  هم تفسیر کرد و حتی به انجا رسید که شاید ادامه این اعتصابات به فلان تاریخ کشیده شود  و انصافا هم همه چیز را مرتب تفسیر می کرد دقتش مثال زدنی بود.

 این قدر دلسوزی به انطرف آبها هم جالب و هم غم انگیز هست . از دور ابراز  محبت نمی شود و اگر هم شد تاثیرش کمتر خواهد بود  بالاخره هر کس مشکلی دارد  و لازم است صدا و سیما عوض اینکه بچسبد به اعتصاب آنها و اینجا  هم مردم در  تنش ابی و راههای مبارزه با انرا می خواهند یاد بگیرند.انها ر ا یاد بدهد و طریقه بهینه مصرف اب را و در مورد هزار مشکل حل نشده دیگرتلاش کند   شب به خیر  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیر هرات که بود ؟

تاریخ:یکشنبه 2 اردیبهشت 1397-12:15 ق.ظ

http://files.afghanpaper.com/newsfiles/201411/201411230657591471.jpg

http://files.afghanpaper.com/newsfiles/201411/201411230657593990.jpg

http://files.afghanpaper.com/newsfiles/201411/201411230657593798.jpg





http://files.afghanpaper.com/newsfiles/201411/201411230657593990.jpg


در شمال شهر هرات و در دامنه کوه فرزند ایوب انصاری صحابه پیامبر (ص) آرامیده است. آرامگاهی که از جایگاه خاص در میان مردم افغانستان بخصوص شهروندان هرات برخودار است که در لهجه هراتی به نام های خووجه انصار، پیر هرات، خواجه عبدلله انصاری و کازرگاه شریف معروف است.

خواجه عبدلله انصاری مادرش از بلخ و پدرش ازهرات بود. وی شعر فارسی وعربی می سرود و علوم دینی را نزد ابوالحسن خرقانی آموخت؛ تا جایی که در حفظ علوم دینی بخصوص احادیث نبوی مقام کسب نمود.

خواجه عبدالله انصاری (ره) در طول 82 سال عمر با برکت خود توانست "طبقات الصوفیه سلمی" به زبان فارسی (لهجه هراتی)، تفسیر قران در کشف الاسرار را ترجمه نماید. وی همچنان موفق شد مناجات نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله دل وجان، رساله واردات، منازل السالکین، ذی الکلام، صد میدان ، مناقب اهل الاثار و الهی نامه را مولف باشد.

خواجه عبدالله انصاری سرانجام درسال 467 هجری شمسی درهرات درگذشت.

 (نقل از شبکه خبر رسانی افغانستان

























داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جنگ جنایتکاران در سوریه

تاریخ:شنبه 25 فروردین 1397-12:46 ب.ظ

*در ادامه مطلب قبلی که در چین جشن گلها و در سوریه جشن درو شدن زن و بچه ها  و  جوانان سوریه و در خاک و خون افتادن آنها .
*یکی نیست بگوید آقا این اسلحه هاتون خوبه و پر برکت ببرید آنها را در خاک خودتان امتحان کنید .
*یکی نیست بگوید مگر در سوریه چیزی باقی مانده که باز هم بمباران می شود .
*یکی نیست بگوید که این مسکو قبول می کند یکی راکت های هواپیمایش به میدان مرکزی  مسکو بخورد همان هواپیما هایی که به قول خودشان روزانه 700  بار پرواز و ماموریت بمب ریختن داشتند .
*یکی نیست آقا چرا سوریه ؟ چرا سوریه را برای دعوی انتخاب کردید ؟

اگر آمریکا و روسیه و انگلیس خرده حساب دارند چرا در سوریه تسویه می کنند ؟ مگر خودشان کم سر زمین  دارند که سوریه را تبدیل به میدان تسویه حساب کردند ؟
* چرا این لباس را به قامت سوریه اندازه کردند . مگر   کنار مجسمه آزادی آمریکا و میدان سرخ مسکو و میدان شانزه لیزه و میدان لندن و پارک معروفش چه عیبی دارد ؟ که حتما باید در سوریه کار کنید ؟

اگر انها در اول می گذاشتند بشار اسد می توانست ملتش را پیش ببرد و تا اینکه انجا را میدان مبارزه روانی های غرب به نام داعش و یک عده جوانان 15 تا 16 ساله نا اگاه به نام داعش و مذهب سوریه را به خاک سیاه نشاندند .
و حمله دیشب هم یکی از این حملات هست .


کاش ملت ها را به حال خود بگذارند . مردم دنیا بیچاره شدند . از بس دخالت هست .


سلام خوبی
ببخشید حرف بدی میزنم
با سوریه و اینکارا کاری نداشته باش از روستایمان بنویس لذت می بریم
پاسخ شما : سلام دوست عزیز . بلی بنده هم با شما موافقم هیچ هم حرف بدی نمی زنید . که از چورس هر چه بنویسیم کم است ولی در شعر سعدی مفهومی هست : بی وفائی کنی و نادان سازی تن خویش
نیستی ای بت یکباره بدین نادانی . خیلی تلاش می کنم که تن خویش را نادان سازم و خودم را به ندانستن بزنم و خود را با مسائل فرهنگی و غیره مشغول کرده و به مسائل آب و زنبورداری و میراث فرهنگی بپردازم و نمی گویم که این مسایل هم بی اهمیت هستند چرا که اگر امروز اب در کشت و کشتار جهانی فعلا نمود ندارد ولی بعد از چند سال که هیچوقت ارزویش را تمی کنیم جنگهایی متاثر از اب اتفاق خواهد افتاد . اما وقتی این بچه ها را می بینم که در سوریه با جنگ شیمیایی که راه اندازی شده نمی توانند نفس بکشند. چکار کنم . انها باید به کودکستان بروند مطلب یاد بگیرند و فردا پزشک بشوند محقق اقتصادی بشوند به کشورشان خدمت کنند . کودکی که در محیط ترور و جنگ و بمباران بزرگ شود فکر نکنم بتواند طبیعی رشد کند . نه اینکه اسیر این مسایل بشوند . بدبختی این است که در این در گیری هم فقط از تعداد مسلمانها کم می شود و یا بیشتر مادرهای مسلمان سیاه می پوشند و در این جنگها نه از تعداد روسها کم می شود و نه از تعداد امریکایی ها و اسرائیلیها و نه از انگلیسی ها و اسلحه انها بفروش می رود .
و تازه از مریضی و روانی شدن ملت سوریه که 7 ساله تحت فشار هست چشم پوشی کنیم . اگر اینجوری پیش برود جمعیت مسلمانها نه می کشد . جنگ عراق و کشتاری که از هر طرف کشته شد . جنگ افغانستان که سالهاست طالبان و داعش ها 100 تا 100 تا می کشند . جنگ سوریه هم که مشخصه . پس چرا از اسرائیل کسی کشته نمی شود . در این جنگ حساب کنید که در هفته گذشته چند امریکایی و اسرائیلی در این جنگ مرده اند .
من هم می دانم که ذکر این صحبت ها خوب نیست ولی ادم کشی یا نسل کشی هم خوب نیست. این چه مصیبتی هست که دامنگیر مسلمانها شده است . چرا در ژاپن همه دارند تحقیق می کنند به اکتشافات علمی می پردازند و در المان و انگلیس و هلند هم همینجور . ولی دور و بر ما شده میدان دست گرمی و میدان ازمایش اسلحه های انها .  این چه نانی هست که به دامن منطقه ما گذاشته اند . ؟
آنها دارند انطرف تر ها با ماهواره ها ستاره ها را مطالعه می کنند آنها یعنی سران غرب شبانه روز در دانشگاه هایشان برای سده اینده برنامه ریزی می کنند و اینطرف تفنگ را داده اند به دست گروههایی مانند طالبان . داعش و تفاله های صدام و قاچاقچیان انها تحت عنوان پرچم مبارزه و دین گرایی.
 تند روهایی بدون سابقه فرهنگی و سیاسی با جوانانی 15 تا 14 ساله . و نتیجه ان می شود اینکه می بینید . روزگاری شعر و ادبیات در افغانستان نشو می کرد و پیر هرات را پرورش می داد .
اما امروز  همین سوریه که الان گرفتار شده است روزگاری محل داستان شیخ صنعان ( منطق الطیر) شیخ عطار بود ( در زمانهای قدیم به بخشهایی از سوریه روم شرقی می گفتند جایی که شیخ صنعان برای خلوصیت یافتن  به انجا سفر می کند .
 در هر حال برای عموم مردم شرق اعم مسلمانان و غیر مسلمانان خاورمیانه و از جمله دولت و ملت خودمان موفقیت آرزو می کنیم .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چین در جشن گلها،اورپا در راه پیشرفت و اکتشافات ، روسیه در فروش تسهیلات و زد و بند های منطقه ای و منطقه ما

تاریخ:یکشنبه 19 فروردین 1397-11:52 ب.ظ

- چین امروز جشن 2500 ساله گلهایش را بر گزار می کرد آنطور که سعدی توصیف کرده است که باغی  بادِ خزان را بر وَرقِ او دستِ تَطاول نباشد و گردشِ زمان، عیشِ ربیعَش را به طیشِ خَریف مُبَدل نکند.هم دارد در اقتصاد و افزایش ثروت و موقعیتش کوشش می کند.

- اروپا هم که طبق معمول در آرامش دارد زندگی می کند و در تکنیک و فن آوری کار می کند


- و روسیه هم با روش قدیم تزاریش در ساخت و پاخت های همیشگی  اش که یک مورد روی دریایش  را  به یاد آوریم  بد نخواهد بود و ان ماجرای جنگ روس علیه ایران  و ایران و دست بدون اسلحه  قشون عباس میرزا  و  روس  با ابزار جنگی و توپخانه ای با تجهیزات کامل بود که ایران با انگلیس به توافق می رسد که از انگلیس اسلحه بخرد تا سربازان غیرتمند ایران بتوانند در مقابل روس دوام بیاورند و اوایل هم همینطور بود  و این کار هم می شود اما دیپلوماسی روباه صفتانه و عمر و عاصی روس با انگلیس مکار، کشتی  حامل اسلحه به سوی ایران، 6 تا 7 ماه روی اقیانوس سرگردان می ماند و سرانجام به ایران نمی رسد ولی قشون روس چشم ناپاک تا پل قافلانکوه میانه می رسند و  پیش می روند. و ارس مرز ایران و روس می شود. هر چند این لقمه بعد از فروپاشی اش در گلویش گیر کرد و و خاک های بدست امورده با روباهی اش را چند تکه دیدیم .   

- و امریکا هم که نقش خودش را بازی می کند و همانطور که ترامپ دیوانه گفت  صدها تریلیون دلار در خاورمیانه و دور بر مسلمانها و اسرائیل هزینه می کند . و البته هزینه که نه سرمایه گذاری می نماید .
 
- و اما نصیب خاورمیانه چه می شود ؟

- هوای آلوده با جنگ افزار های معمولی و   شیمیایی که هر دولت  اعلام می کند که مال او نیست و  بمباران شیمیایی سوریه و بچه های خرد سالش. شخم زدن خاک سوریه . سوریه ای که یک ساختمان سالم در ان نمانده است. و مردمش تحت هر عنوانی دسته دسته سلاخی می شوند . 

 چشم دوزی اسلحه فروشان به  پولهای نفتی و غیر نفتی عربستان و شیخ نشین ها

 و کشتارهای دسته جمعی در افغانستان- عراق و پاکستان و سوریه  با نام اسلام

و دلار که با نردبان بالا می رود و کلید آقای روحانی هم هرچند ما به تاسی از امام بزرگوار شیعیان که فرمود : ناامیدی و یاس  مرگ هست . همچنان امید وار به این کلید ایشان هستیم .

و خدا می داند که چه خوابی برای این مسلمانها دیده شده است . هزینه کردن از جان و مال مسلمانها و برنده همیشگی دولتهای معامله گر .

 اینطور که بر می اید اگر صد سال هم در این منطقه جنگ و خونریزی باشد همانطور که الان هست . انها سود برنده هستند و هزینه دهنده و جان دهنده مسلمانها . انها بهترین کارخانه ها را دارند با اجناس لوکس و خوب - آنها بالاترین رقم تولید کالاها را دارند . انها در داخل خاک خودشان هر چیز دارند . تفریح متناسب با فرهنگ خودشان تعلیم متناسب با فرهنگ خودشان.

حال این مسلمان از نوع  تند رو افغانی اش و یا تند رو ی  داعشی اش و چه باز مانده های صدام و گروههای در حال تسویه حساب با دولت ترکیه. و چه مردم هرات و بدخشان . و چه ولیعهد تازه به دوران رسیده عربستانی باشد که از روز رسیدن شاخ و  شونه می کشد.  


و  چه مسلمانهای جوان فلسطینی که در پشت سیم های مرز اسرایئیل ساخته تیر کمان زمان بچگی را بدست دارند و در تیر رس اسرائیلی ها قرار دارند و به خون می افتند  .


انها در ان طرفها و  دور دور ها بهترین بیمارستانها . بهترین غذا ها و امکانات را برای ملت خود دارندو بهترین دانشگاهها را که برای آینده خود و دنیا علم و دانش تولید می کنند و البته موشکها خوب و هواپیما های غول پیکر و بهترین وسایل و ابزار ورزشی و اوقات فراغت پر کن که مبادا روحیه ملتشان خراب شود .

و ما مسلمانها در مقابل مکر های تولیدی دانشگاههای سیاست پیشه انها  این طرف  اینطرف با تحریم های تحمیلی انها  ، با آثار روانی جنگهای ایجادی انها با اثار زیست محیطی ساخته شده توسط انها با افزایش سریع  معلولین در افغانستان ، افغانستانی که بیشتر از نیمی از ادبیات و عارفان دنیا از انجا برخاسته اند وفعلا اسیر مواد مخدر و مهاجرت به کشور های دنیا

در سالهای گذشته مسلمانها یی در حال پناهندگی که فوج فوج جلو چشم اروپایی ها و امریکایی ها در کشتاری عمدی  با قایقی به  ظرفیت 30 تا 100  نفر ولی سوار شده در انها حدود 100 تا  300  در سواحل یونان تا ایتالیا. آیا اینها عمدی نیست که بخشی از  شرق و یا مسلمانها از تعدادشان کم شود و از مزاحمتشان برای غرب و دنیای و حشی آن  کاسته شود.

انواع داروها و روانگردان درست می شود بدون اینکه یکی از انها در کشور خودشان مصرف شود

و در این طرف بیمارستانها پر از زخمی اسلحه های انها و فشنگهای انها و مواد شیمیایی انها و بیمارانی که در اثر ناامنی کمبود سرمایه و فقر و ناامیدی  به انواع  بیماریها .

و خدا می داند چه خواهد شد . و پناه بر آن قادر متعال . 

و شما  پدران و مادران خاورمیانه و کمی اینطرف و آنطرفتر  کودک بزرگ کنید که زیر این خطرات ناشی از این بازیگرهای سیاسی و مکارانه  قرار گیرند و   این بازیگران مرگ که در سرزمین خودشان در امریکا و انگلیس کاخ شدادی و سرزمین موعود درست کنند یا در چین  گلستان و جشن گلها بر گزار کنند و یا در روسیه.
و به   فرزندان سوریه فلسطین عراق  لیبی یمن گلوله و خون حواله کنند.
راستی یک مسلمان نمی پرسد چرا انها در ارامش زندگی می کنند ؟
. حتی روسیه ای که در سوریه درگیر هست در داخلش ارامش و زندگی هست و حتی این همه  امریکا و روس اختلاف دارند  شاید هم انجوری نشان می دهند و در نحوه چپاول اختلاف دارند. چرا در داخل خود روسیه جنگ نیست ؟
و چرا روسیه و امریکا که فرضا اینقدر رودر رویند چرا  فقط در لفاظی در گیرند والا  در باطن هیچ اختلافی ندارند . 
 چرا نمی پرسیم که از این همه موشک و اسلحه ساخته شده چرا یکی در داخل روسیه و چین و امریکا و انگلیس و المان و فرانسه بکار گرفته نمی شود ؟؟ ؟  و چرا همه اش به سوی خاورمیانه سرازیر می شود؟


     


 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آب برق و گاز برای تمامی مدارس کشور در سال ۹۷ رایگان است

تاریخ:جمعه 17 فروردین 1397-01:40 ب.ظ


نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس:
آب برق و گاز برای تمامی مدارس کشور در سال ۹۷ رایگان است

اما به نظر اینجانب  و بدون تعارف ، بجای این کار بودجه ای برای تقویت مدارس و مخارج آن می دادند بهتر بود . چرا که :
1- شیر آب مدارس و خصوصا شیر های معیوب هیچوقت تعمیر نخواهند شد و آب هدر خواهد رفت .
2- لامپ های غیر ضروری شبانه روز روشن خواهند ماند .
3- پنجره ها باز و بخاری ها روشن خواهند ماند .
ضرر دو طرفه . چرا که انرژی بیشتری هدر خواهد شد . پولی هم  به  خزانه بر نمی گردد .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طاووس قوشی و افکار مردم و شاعران( افکار پروین در مورد طاووس)

تاریخ:شنبه 4 فروردین 1397-10:51 ق.ظ


طاوس را چه جرم، اگر زاغ زشت روست

این رمزها بدفتر مستوفی قضاست( پروین اعتصامی )

منظور : طاوس را در اینکه کلاغ زیبا نیست تقصیری نیست.  بلکه این کارها و امور در دفتر حسابدار و مدیر قضا و قدر الهی هست .


Image result for ‫طاوس‬‎
پرهای طاوس
Image result for ‫طاوس‬‎
پای طاوس

Image result for ‫کلاغ‬‎
این هم کلاغ زشت رو - اگر چه از نظر بنده این هم زیباست .
طاووس قوشی کیمی قانادلاران باخارسان  شاد اولارسان ، قیچلاران باخارسان غمگین اولارسان
این جمله ای بود از ننه بزرگ ما ( مرحومه  فاطما بگیم )،که در محاورات روزانه اش بکار می برد . اما ان موقع عقل ما نرسید که بپرسیم این جمله از کیست و چرا گفته شده است ؟ .
می دانیم که  در مثل ها ی زیبایی، از طاووس به عنوان زیباترین پرنده و نیز پرنده هما (همای قوشی ) یاد می شود هر چند که زیبایی همای قوشی به زیبایی طاووس نمی رسد و زیبایی همای قوشی به خاطر خوش یمنی اوست که اگر بر سر کسی بنشیند بخت اورا سفید کرده و خوش شانسش می کند .  به همین خاطر هست که در  اسامی دخترانه ما با طاوس خانم، همای خانم ، بلبل خانم، قمری خانم؛ کهلیک خانم  ( کبک )،  طوطی خانم  و ....  برخورد می کنیم و بدون تعصب به این زبان ترکی؛  اسامی چقدر زیبا انتخاب شده اند یعنی در فرهنگ ترکی از امکانات اسامی پرندگان زیبا  در نامگذاری دختران استفاده شده است .در این نامها ندیدیم اسم دختری را کلاغ خانم بگذارند . هر چند  بدون قسم بگویم کلاغ هم زیباست و اصولا هر چیزی و هز ذی نفوسی در جای خودش زیبا و برازنده هست .
 اشعار پروین اعتصامی و دیگران  در مورد طاووس و کلاغ :

زاغی بطرف باغ، بطاوس طعنه زد

کاین مرغ زشت روی، چه خودخواه و خودنماست

این خط و خال را نتوان گفت دلکش است

این زیب و رنگ را نتوان گفت دلرباست

پایش کج است و زشت، ازان کج رود براه

دمش چو دم روبه و رنگش چو کهرباست

نوکش، چو نوک بوم سیه‌کار، منحنی است

پشت سرش برآمده و گردنش دوتاست

از فرط عجب و جهل، گمان میبرد که اوست

تنها پرنده‌ای که در این عرصه و فضاست

این جانور نه لایق باغ است و بوستان

این بی‌هنر، نه در خور این مدحت و ثناست

رسم و رهیش نیست، به جز حرص و خودسری

از پا فتادهٔ هوس و کشتهٔ هوی‌ست

طاوس خنده کرد که رای تو باطل است

هرگز نگفته است بداندیش، حرف راست

مردم همیشه نقش خوش ما ستوده‌اند

هرگز دلیل را نتوان گفت، ادعاست

بدگوئی تو اینهمه، از فرط بددلی است

از قلب پاک، نیت آلوده بر نخاست

ما عیب خود، هنر نشمردیم هیچگاه

در عیب خویش، ننگرد آنکس که خودستاست

گاه خرام و جلوه بنزهتگه چمن

چشمم ز راه شرم و تاسف، بسوی پاست

ما جز نصیب خویش نخوردیم، لیک زاغ

دزدی کند بهر گذر و باز ناشتاست

در من چه عیب دیده کسی غیر پای زشت

نقص و خرابی و کژی دیگرم کجاست

پیرایه‌ای بعمد، نبستم ببال و پر

آرایش وجود من، ای دوست، بی‌ریاست

ما بهر زیب و رنگ، نکردیم گفتگو

چیزی نخواستیم، فلک داد آنچه خواست

کارآگهی که آب و گل ما بهم سرشت

بر من فزود، آنچه که از خلقت تو کاست

در هر قبیله بیش و کم و خوب و زشت هست

مرغی کلاغ لاشخور و دیگری هماست

صد سال گر بدجله بشویند زاغ را

چون بنگری، همان سیه زشت بینواست

هرگز پر تو را چو پر من نمی‌کنند

مرغی که چون منش پر زیباست مبتلاست

آزادی تو را نگرفت از تو، هیچ کس

ما را همیشه دیدهٔ صیاد در قفاست

فرمانده سپهر، چو حکمی نوشت و داد

کس دم نمیزند که صوابست یا خطاست

ما را برای مشورت، اینجا نخوانده‌اند

از ما و فکر ما، فلک پیر را غناست

احمق، کتاب دید و گمان کرد عالم است

خودبین، بکشتی آمد و پنداشت ناخداست

ما زشت نیستیم، تو صاحب نظر نه‌ای

این خوردگیری، از نظر کوته شماست

طاوس را چه جرم، اگر زاغ زشت روست

این رمزها بدفتر مستوفی قضاست

این شعر احساسی پروین بسیار زیباست . چند بار بخوانید .

شعر های دیگری و تفسیر های گوناگونی از این مبحث هست که خواهم نوشت فعلا بدرود .







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هم سال نو مبارک و هم یک مثل

تاریخ:جمعه 3 فروردین 1397-01:45 ق.ظ

سال نو مبارک . و هم یک  ضرب المثل
جان و بدن انسان مانند بقچه لباس هست هر چه باز و بسته نشود تازه تر می ماند هر چه قدر تن و جان را به زحمت بیندازیو و خودمان را اذیت کنیم زود تر بدنمان به تحلیل می رود.
 ترکی اش را شما بنویسید.
 
جان دئدیگین پالتار بوخچاسیدیر .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo